facebook instagram telegram telegram
بازار كتابهاي بازاري
jpg_816448bazar4.jpg
نمایی از بازار بین الحرمین

بازار بين‌الحرمين ( واقع در شرق درب شمالي مسجد امام فعلي و مسجد شاه سابق ) در بازار بزرگ تهران واقع شده و قبل از آنكه بورس كتابفروشي‌هاي خيابان انقلاب يا كريمخان زند به شكل فعلي درآيد، نبض تپنده بازار نشر و توزيع كتابهاي ايران بوده است و علاوه بر ناشران، زماني صحافان هم در اين بازار حضور فعالي داشتند. بيشتر ناشران بازار به چاپ قرآن و كتابهاي مذهبي مي‌پردازند. در حال حاضر اكثر مغازه‌هاي بازار بين‌الحرمين به فروشگاههاي فروش لوازم التحرير و كاغذ تبديل شده اما هنوز هم ناشران و پخش كتابهاي قديمي، جايگاه خود را حفظ كرده اند و چشم هر رهگذری را مهمان روي جلدهاي كتابهايي مي‌كنند كه در فرهنگ كتابفروشها و كتابخوانهاي جامعه به كتابهاي عامه پسند معروفند. جلدهاي رنگارنگ و قطعهاي مختلف كتابهايي كه هر كدام از ما حداقل چند جلد از آنها را در روزهاي نوجواني و جواني خوانديم: آثار ژول‌ورن، كتابهاي حسني، ديوان شاعران معاصر، رمانهاي عشقي ـ حادثه‌اي ـ تخيلي، آشپزي، لطيفه، ارواح، ورزشي، روابط زناشويي و... هر رهگذري را در نوستالوژيهاي خاص خودش فرو مي‌برد. پاي گفتگوي سه نفر از فعالان اين بازار (جوان، ميانسال، با تجربه ) بنشينيد تا با قوانين و شيوه كار و فروش و تفكر ناشران سنتي و پخش كننده‌هاي كتاب‌هاي عامه پسند بيشتر آشنا شويد.

Photo0147begomago3.jpg
یه قرنه کارمون کتابه!
وقتي وارد انتشارات حافظ نوين شدیم اصلاً فكر نمي‌كردیم سيد علي مرعشي ( صاحب اين نشر ) اولين كتابهاي طنز مرتضي فرجيان ( سردبير فقيد هفته‌نامه گل‌آقا ) را چاپ كرده باشد و اتفاقاً پسرش هم ( مسعود مرعشي ) از طنزنويسان جوان مطبوعات كشور باشد! خانواده مرعشي نزديك 100 سال است كه به كار فروش و نشر كتاب مشغولند و حتي پدربزرگ صاحب فعلي اين نشر، در بازار تهران كتابفروشي مي‌كرده. دو پسر ديگر حاج‌آقا مرعشي هم در كار نشر هستند و او اميدوار است نسلهاي بعدي‌اش نيز همچنان با بوي كاغذ و كتاب رشد كنند!
royejeldfarajian76final.jpg

*از ماجراي چاپ شدن كتابهاي لطيفه آقاي فرجيان توسط نشرتان بگوييد؟
ــ سالها پيش بود آقاي فرجيان توسط يكي از دوستان به من معرفي شد كه كتاب طنزش را چاپ كنيم. آن زمان واقعاً جاي يك كتاب طنز در جامعه ما خالي بود... جنگ و ناراحتي و جنگ اعصاب بود و مردم به خنده احتياج داشتند. در اين فضا من دو تا از كتابهاي آقاي فرجيان را چاپ كردم. كتابهاي ايشان با استقبال جامعه هم روبرو شد كه چندين بار با تيراژ 10 هزار تا به چاپ شد. بعدش هم ورثه مرحوم فرجيان به من پيشنهاد چاپ يكي ـ دو تا از كتابهای ایشان را دادند اما چون درصد مورد نظرشان زياد بود به تفاهم نرسيديم. اتفاقاً همان موقع مرحوم صابري هم به من زنگ زد و گفت: مرعشي اين كتابها را چاپ كن! كه من گفتم آنها قيمتي پيشنهاد مي‌كنند كه بعيد مي‌دانم هيچ ناشري بتواند اين كارها را چاپ كند. بعد از اين اتفاق بود كه ما ديگر از چاپ كتابهاي طنز فاصله گرفتيم.

*انتشارات شما از چه زماني شروع به كار كرده؟
ــ سابقه انتشارات ما برمي‌‌گردد به زمان مرحوم پدربزرگم كه شايد بدون اغراق خانواده ما نزديك100 سال در كار نشر است. جد من پس از اشغال نخجوان توسط روسها به تبريز آمد و آنجا فوت كرد. پسرش مرحوم ناظم الاطباء بود كه ديگر در ايران زندگي كرد. پسر ناظم الاطباء هم مرحوم ميرابراهيم مرعشي ( پدربزرگم ) بود كه در تیمچه حاجب‌الدوله شروع كرد به خريد و فروش كتاب. الان آنجا بلورفروشها و چيني‌فروشها هستند. ولي آن موقع (80-70 سال قبل) كتابفروشهاي تهران آنجا مركزيت داشتند. بعد از مدتي پدربزرگم رفت قم و آنجا يك كتابفروشي احداث كرد. آن زمان با قاطر كتاب‌هاي‌شان را به دهاتهاي ايران مي‌بردند. كتاب‌ها هم از لاهور و استانبول مي‌آمد. سالها بعد دوباره به تهران برگشتند و در سرچشمه كتابفروشي باز كردند كه الان پس از 70 سال هنوز هم آن مغازه به كار ادامه مي‌دهد و دست برادرم است. پدرم در نجف اشرف نیز شعبه زده بود و به عتبات عاليات كتاب مي‌فرستاد. بعد من كم كم به عرصه رسيدم و وارد كار شدم. الان كتابفروشها اوضاع بهتري نسبت به قديم دارند. قديميهاي اين كار مي گفتند براي كتابفروشي بايد گنج قانون، صبر ايوب، و عمر نوح داشت.

*در حال حاضر در انتشارات شما بيشتر چه كتابهايي چاپ مي‌شود؟
ــ ما الان كارمان روي كتابهاي طب گياه درماني دور مي‌زند و فوق العاده هم مورد استقبال مردم است. كتاب گياه درماني دارم كه به چاپ 17 رسيد.

*چند عنوان كتاب چاپ شده داريد؟
ــ متأسفانه ما چون سنتي كاريم نه آرشيو درست و حسابي داريم نه آمار و ارقام كتاب... خود من شايد بيش از 300-200 عنوان كتاب چاپ كردم. تا حالا در عرصه‌هاي كمك درسي، گياه درماني، كتاب كودك، روح، ديوان شعرها، و كتابهاي مذهبي كتاب چاپ كردم و كلاً در همه زمينه‌ها در حد توانم كار كردم.

*به كارتان چه قدر علاقه داريد؟
ــ من عاشق اين كارم... وقتي بوي كتاب را استنشاق مي‌كنم لذت مي‌برم. باور بفرماييد نگاهم كه به اين كتابها مي‌افتد، كيف مي‌كنم. وقتي يك كتاب تازه توليد مي‌كنم حس معلمي را دارم كه يك معادله چند مجهولي خيلي سخت را حل كرده. يا باغباني كه درختش بعد از سالها ميوه داده. البته شايد خيلي كتاب نخوانم اما به این کار عادت كرديم ديگه! توي خونمه و احساس مي‌كنم بچه‌هايم هم همين‌طورند. اين كار يك آدم ديوانه مي‌خواهد آقا! بايد تو اين كار مخلص باشی. چون همين سرمايه را باور بفرماييد در هر كاري بريزم چندين برابر سود دارد و غصه‌هاي جنبي كار كتاب را هم ندارد.

Photo0141begomago2.jpg
نبض بازار را در دست داريم!
صاحب دو انتشارات نشاط و سپهر انديشه، برادران عبداللهي هستند. اين دو برادر 17-16 سال است كه كار نشر و توزيع انجام مي‌دهند و تا به حال 150 عنوان كتاب منتشر كردند. با علي عبداللهي درباره اوضاع نشر و كتابهايي كه منتشر مي‌كنند گفتگو كرديم. او مي‌گويد اين روزها مردم كمتر كتابهاي انتشارات آنها را مي‌خوانند و دليلش را پايين آمدن قدرت خريد و مشكلات اقتصادي مردم مي‌داند.عبداللهي كتابهايي كه مورد توجه مخاطبان نشر او هستند را كتابهاي ورزشي، درباره ارواح و پزشكي معرفي مي‌كند. او به كتاب علاقه دارد و اين علاقه را در انتخاب شغلش مؤثر مي‌داند:

*وقتي تصميم گرفتيد انتشارات نشاط را تأسيس كنيد ، بيشتر به چاپ چه كتابهايي فكر مي‌كرديد؟
ــ ما بيشتر كتابهاي مذهبي را مورد نظر داشتيم به اضافه كتابهاي كودك و نوجوان و آموزشي... بعد يواش يواش كشيده شديم به قسمت كتابهاي آموزش پزشكي و ورزشي و....

*كتابهايتان بيشتر در تهران پخش مي‌شود يا شهرستانها؟
ــ در شهرستانها... مشتري ثابت ما شهرستانيها هستند.

*خوتان چه قدر از كتابهايي كه ارائه مي‌كنيد را مي‌خوانيد؟

ــ هيچي! فقط در جريان كتابهايي كه خومان چاپ مي‌كنيم هستيم.

*از كجا مي‌فهميد كه چه كتابهايي بين مردم طرفدار دارد؟
ــ ببينيد مثلا ما مي‌دانيم كه اين كتاب آموزش فوتبال كه تازه چاپ كرديم مورد توجه مردم است اما آموزش تنيس نه!

*در اين مورد از نويسنده‌ها يا اهالي فن هم نظر مي‌گيريد؟
ــ نه ديگر ... خودمان و دوستان كه نبض بازار را در دست داريم مي‌دانيم چه كار كنيم بهتر است. مشتريهاي ما هم نقش مهمي دارند مثلاً وقتي مشتري ما از كتابي بيشتر استقبال مي‌کند مي‌دانيم خريدار دارد و چاپ موارد مشابهش را ادامه می دهیم.

*بهترين كتابي كه تا حالا منتشر كرديد به نظرتان كدام كتاب است؟
ــ آموزش قرآن.... بركت عجيبي هم به زندگي‌مان داد. بعد هم به ترتيب كتابهاي جديد پزشکی و ورزشی .البته سود قران نسبت به كتابهاي ديگرمان كمتر است اما بركت زيادي دارد.

*روش كار شما با نويسنده‌هايتان چه طور است؟
ــ ما كتابهايي كه فكر مي‌كنيم در بين مردم طرفدار دارد را به نويسنده‌هايي كه با ما قرار دارند سفارش مي‌دهيم. مثلا‍ً اين كتاب آداب زناشويي را طبق درخواست بازار به نويسنده‌اي سفارش داديم. بعضي كتابهايمان هم ترجمه است. مثلاً اين كتاب آموزش فوتبال را مايكل اوون نوشته و ما نسخه انگليسي اش را تهيه كرديم و داديم براي ترجمه. به اضافه اين كتابهاي پزشكي كه چاپشان ايده خودمان بود و منبعش انجمن پزشكي بريتانياست.

*حدوداً چند درصد از كتابهاي شما كه براي مجوز ارائه مي‌شود، مجوز نمي‌گيرند؟
ــ ما همين هفته قبل 6 عنوان كتاب زناشويي جديد داشتيم. داديم ارشاد که به بخشهايي از 3-2 تا از اين كتابها گير دادند و گفتند مثلاً چيزهاي زشتي در برخی جاهایش نوشته شده، ما هم اصلاح كرديم و برديم چاپ. تقريباً كتابي نداشتيم كه مجوز نگيرد، بعضي‌ها را هم كه با اصلاح چاپ كرديم.

*گفتيد بعضي از كتابهاي موجود در مغازه مربوط به انتشارات شما نيست...
ــ بله، ما كتابهاي‌مان را با كتابهاي ساير ناشران بازار مبادله مي‌كنيم تا به قول معروف جنس‌مان جور باشد. البته اين را هم بگويم كه كار ما ظرافتهاي خاص خودش را دارد. همان طور كه بعضي ناشران مي‌گويند كتابهاي ما به درد آنها نمي‌خورد، كتابهاي آنها هم به درد ما نمي‌خورد چون هر كدام از ما مشتريان خاص خود را داريم كه تقريباً ربطي به هم ندارند.

*در نمايشگاه كتاب هم حضور داريد؟
ــ بله، ما هر سال در نمايشگاه شركت مي‌كنيم. البته دو تا انتشارات داريم. يكي نشاط و دیگري سپهرانديشه كه هر دو در نمايشگاه كتاب غرفه دارند. حضور در نمايشگاه خوب است چون پول نقد از مردم مي‌گيريم. اين چك را شما ببينيد، مال 5 ماه ديگر است و تازه عيدي شاگرد مغازه مشتري هم از آن كم شده!

*اتفاق جالبي كه در طول اين سالها براي‌تان رخ داده باشد را به خاطر داريد؟
ــ بهترين خاطره من از كارم اين است كه ديدم و شنيدم در امامزاده‌‌هاي دور افتاده كشور هم كتابهاي ادعيه ما بين مردم طرفدار دارد و آنها را مي‌خوانند.

Photo0132begomago1.jpg
هيچ كدام اين كتابها را نمي‌خوانم!
غلامرضا معيني 22 سال است در بازار تهران، در زمينه پخش كتاب فعاليت مي‌كند، او درباره اين كه چه طور سراغ اين كار آمد مي‌گويد: « كارمان چيز ديگه‌اي بود كه بعد كشيده شديم به اين كار، علاقه‌اي در كار نبود كلاً!». در مغازه او حداقل 300 عنوان كتاب وجود دارد كه 150 عنوانش كتابهاي كودكان و نوجوانان است كه بخش عمده آنها را هم كتابهاي حسني منوچهر احترامي تشكيل مي‌دهد:

*آقاي معيني در حال حاضر استقبال مردم از كتابهايي كه شما پخش مي‌كنيد چه طور است؟
ــ به دليل اين كه قيمت كتاب بالاست استقبال مردم از كتابهاي ما كم شده. به اضافه اين كه جوانان امروز بيشتر دنبال كامپيوتر هستند تا كتاب؛ حتي كودكان و بچه‌هاي 5-4 ساله.

*تا به حال با نويسنده‌هاي كتابهايي كه آنها را پخش مي‌كنيد ديدار كرديد؟
ــ چند تايي را ديدم، به هر حال اين‌ها مدركي دارند و مي آيند كتابهايي مي‌نويسند كه البته به نظرم بعضي از اين كتابها به درد مردم نمي‌خورد...

*از همين كتابهايي كه پخش مي‌كنيد؟
ــ شايد آره.... چون ما داخل هيچ كدام اين كتابها را نمي‌خوانيم. فقط روي جلدشان را مي‌بينيم.

*تا به حال وسوسه نشديد يكي از اين صدها عنوان كتابي كه در مغازه داريد را بخوانيد؟
ــ نه ! شیوه كار ما به اين صورت است كه وقتي مي‌بينيم جنسي مي‌فروشد ( مثلاً رمان) با درخواست دوباره‌اي كه مي‌شود مي‌فهميم اين كتاب، كتاب خوبيه... بعد چاپش مي‌رود به چاپ دهم و پانزدهم هم مي‌رسد...

*براي بچه‌هاي خودتان اين موضوع كه پدري دارند با يك مغازه پر از كتاب، چه قدر جذاب بوده؟
ــ من يك پسر دارم كه دانشجوست و از بچگي چندان به كتاب علاقه نداشت... اما خيلي اهل كامپيوتر است!

*از كتابهاي‌تان براي دوستان و آشنايان هديه هم مي‌بريد؟
ــ بله... اما بيشتر از قرآنها و مفاتيحي كه پخش مي‌كنيم مي‌برم. يا حافظ و سعدي و معنوي... رمان براي كسي نمي‌برم!

*كتابهاي كودك و نوجوان را هم پخش مي‌كنيد مثلاً كتابهاي شعر حسني را؟
ــ بله ما كلاً 20 رقم كتاب حسني داريم... اين جاست، ملاحظه بفرماييد.

*نويسنده كتابهاي حسني را مي‌شناسيد؟
ــ از نزديك نديدم.... اما مي‌دانم آقاي لطيفي و گمانم احترامي بودند... درتلويزيون ديدم كه آقای احترامی فوت كرده.

*با توجه به گستردگي كتابفروشي‌ها و انتشارات خيابان انقلاب و كريمخان، بازار بين الحرمين هنوز هم در صنعت نشر و توزيع كتاب كشور تأثير مهمي دارد؟
ــ بله، تمام ناشران و نويسنده‌ها مي‌دانند كه بهترين جا بازار است. چون هر كدام از ما حداقل در سراسر ايران 100 تا 150 مشتري داريم كه حتي به دهاتهاي ايران هم كتاب مي‌برند. ميدان انقلاب هم كتابفروشي هست اما اين جا كتابفروشها با تمام ايران در ارتباط هستند و يك خوبي ديگرش هم اين است كه در بازار، كتاب و لوازم التحرير در كنار هم عرضه مي‌شود.

*نكته جالبي از برخورد با مشتريان‌تان در ذهن داريد؟
ــ بعضي مشتري ها مي‌آيند مي‌گويند چرا شرايط خريد كتاب از شما نقدي است... حالا اگر كاغذ سفيد بود، آره! اما كتاب كه ارزش نقدي خريدن را ندارد! يك چيز تو اين مايه‌ها كه كاغذ سفيد وقتی كتاب می شود ارزشش كمتر شده و بايد با ما راه بيايي!

bookbeynolharamin76.jpg


گروه گزارش

تاريخ : چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۸

Keywords:
Interview With Seyedali Marashi , Ali Abdolahi , Gholamreza Moeini About Book By Nima Rahsepar


ارسال نظر

نظر شما پس از تاييد توسط مديريت سايت، نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: