علی وزینی
رضا كيانيان را ميتوان يكي از بازيگران محبوب سينماي ايران دانست. البته اين مساله تنها به بازيهاي خوبش (كه به زعم هنرمندان و منتقدان و مردم، كم نبوده) مربوط نميشود. چرا كه كيانيان در كنار بازيگري، كار بازيگرداني و انتخاب بازيگر را نيز در چند فيلم انجام داده و خودش نيز تئوريسين بازيگري است و كتابهايي چون «بازيگري در قاب» و «شعبده بازيگري» را در اين مورد منتشر كردهاست. جدا از اينها کیانیان که سابقه دو بار حضور در جشنواره کمدی گل آقا را دارد و با خاطراتش زینت بخش این مراسم بوده در حوزه سينماي كمدي هم فعاليتهايي داشته كه از آن جمله ميتوان به بازيگري و فيلمنامهنويسياش در «پاتال و آرزوهاي كوچك»، بازياش در «هميشه پاي يك زن در ميان است» و همينطور طرح فيلمنامه «نيش و زنبور» (با بازي خود او در يكي از نقشهاي اصلي) اشاره كرد. همچنين نقش فانتزي او در فيلم «گاهي به آسمان نگاه كن» که نیم نگاه طنزی هم دارد، نيز از جمله اين كارهاست. گل آقا به مناسبت سالگرد تولد او، گفت و گويي را با وي ترتيب داده كه در آن در مورد مسائل مختلفی از جمله وضعيت سينماي كمدي ايران صحبت شدهاست.
براي شروع بحث كمي در مورد سينماي كمدي ايران برايمان بگویید.
اين بحث نياز دارد تا آدم کمی بیشتر در موردش فكر كند. من از حرف كلي خوشم نميآيد. حرف كلي را همه ميزنند و هیچ آبی هم با آن گرم نمیشود. فقط میتوانم بگویم من خندیدن را خیلی دوست دارم.
شما برنامه تلویزیونی «هفت» را نگاه ميكنيد؟ در این برنامه ميگويند سينماي كمدي ايران مبتذل است. نظر شما چيست؟من نمیخواهم این برنامه را نقد کنم و فکر نمیکنم کسی آن جا فتوا داده باشد که سینمای کمدی مبتذل است. حتما در مورد مصداقی حرف زدند که من نمیدانم .اما كلمه سخيف و مبتذل در فرهنگ لغات سینمایی من نيست. وقتي ميگویند: «سخيف» يعني چي؟ يعني آنها ديدگاه والایی دارند و شعور ديگران كمتر است؟ ولي ميشود طور ديگري دستهبندي كرد. آثاري را كه آنها سخيف نامگذاري ميكنند من «عامه پسند» مينامم كه در واقع ساخته شده تا مخاطب عام را به هر قیمتی بخنداند و پول او را بگيرد. هيچ فكردیگری پشتش نيست و به همین خاطر زحمتي هم برايش نميكشند و فقط ميخواهند بدون زحمت پولی به دست بياورند. البته تعدادي از كمديها به خصوص این هایی که برای پخش در بقالی ها ساخته میشوند اينطوري هستند نه همه آنها.
وقتي فيلمي را ميبينيم و ميخنديم بايد ببينيم به چه قيمتي ما را ميخنداند. به چه روشي مخاطب خود را جذب ميكند و پول به دست ميآورد؟ شايد براي برخي وجه تجارت فيلم ميچربد و وجه هنري و حرفي كه ميخواهند بزنند، نميچربد. در واقع اين وجوه را قرباني تجارت ميكنند.اما بخش ديگري از سينماي كمدي خيلي خوب و لذت بخش است و مردم هم آنها را دوست دارند و از ارزشهای هنری هم برخور دارند.
آیا وجود این سینمای کمدی «عامه پسند» را مفید میدانید؟دست من و تو نيست. من ذاتاً سانسورچي نيستم. اصلا نميگويم چه باشد و چه نباشد. به من چه مربوط است كه چي هست يا چي نيست؟ یک عده شغلشان نظارت است و خرج زن و بچههایشان را از همین راه تامین میکنند. من نمیخواهم در کار آنها دخالت و نانشان را آجر کنم. من آدمي هستم كه كار خودم را انجام ميدهم و سعي ميكنم اگر كار كمدي ميسازم یا بازی میکنم، فقط به فکر خالی کردن جیب مردم نباشم و در عوض پولی که ازآنها میگیرم کمی هم زحمت بکشم. ولي در اين سوال شما كمي بوي سانسور هست كه فقط شکل ظاهریاش روشنفكرانه است. ولي سانسور، سانسور است و فرقي نميكند. سانسور به هر شکلی و به هر بهانهای معنیاش این است که عدهای میفهمند و عدهای بیشعورند ومن چون خدا نیستم این اجازه را به خودم نمیدهم.

رضا کیانیان و رضا عطاران در نمایی از نیش زنبور
طرح اوليه «نيش زنبور» با شما بود. در مورد آن در زمان اكرانش دو نوع نظر مطرح شد. يك نظر ميگفت از سطح سينماي كمدي ما بالاتر است. اما عده ديگري هم به شدت آن را رد كردند و گفتند: «حتي با زور چيپس و ماست هم نميشود تحملش کرد» ...بله میدانم. یعنی شنیدهام. من ميگويم آنها تحمل نكنند. چه ايرادي دارد. من كه همه جهان را مجبور نكردم بيايند فيلم مرا تحمل كنند. من در واقع فيلمم را نمايش ميدهم. حال يك عده مطمئنا خوششان ميآيد و يك عده هم مطمئنا خوششان نميآيد، كه از هيچكدام ايراد نميگيرم. كار هنر در واقع یک کار به شدت بازيگوشانه است. مثل بچههاي كوچولو كه با يكديگر بازي ميكنند بعد از مدتي از بين بچههاي ديگر همبازيهايي پيدا ميكنند و يك عده هم با آنها همبازي نميشوند. آنها كه از فيلم خوششان ميآيند در واقع همبازي بچههاي فيلم ميشوند و آنها كه خوششان نميآيد همبازي من نميشوند. چون لذت نميبرند و ايرادي هم ندارد؛ میروند وارد بازي ديگري كه از آن لذت ميبرند، میشوند. من كلا با اين تفكر سانسوري مخالفم كه وقتي چيزي را دوست نداريم، بايد حذف شود. حذف، کار آدمهای تنبل و از خودراضی است. بجای حذف باید مقوله درست را ساخت و عرضه کرد. میبینی؟ سخت است. کار و کوشش میطلبد. فکر کردن میخواهد. نه؟
چرا این مسائل الان مطرح ميشود؟ بايد چه كار كرد كه به نتيجهگيري كلي برسيم؟چه لزومي دارد به نتيجهگيري كلي برسيم؟ چه لزومی دارد هر چیز را بلافاصله بستهبندی کنیم؟ فيلمهايي كه در آنها سو استفاده از احساسات مردم است، هميشه بوده. چند سال قبل اين آثار عامهپسند اكشن يا عاشقانه بودند و حالا كمدي است. مردمي در مملكت ما هستند كه اينها را دوست دارند و ميخواهند و ميروند و ميبينند. من نميتوانم به آنها بگويم اينها را نبينيد. من ميتوانم كار خوبي به آنها نشان دهم تا قدرت انتخاب به آنها بدهم و بعداً بگويند ما اين فيلم را ميبينيم و بقيه را نميبينيم. اگر بتوانيم اين كار را انجام دهيم، چيزي را حذف نكردهايم بلكه قدرت انتخاب به مردم دادهايم . یعنی زحمت کشیده ایم. البته قدیم ها می گفتند گنج بی رنج میسر نمیشود. ولی سالهاست که بد جوری میسر میشود.
در مورد جشنواره فيلم كمدي گلآقا نظرتان چيست؟جشنواره كمدي گلاقا خيلي خوب بود و متاسفم كه ديگر نيست ومتاسفم براي گلآقاييها مشكلاتي درست كردهاند كه ديگر نتوانند آن را برگزار کنند. من خيلي آن را دوست داشتم و هر دو دورهاش را آمدم. به خاطر اينكه من خودم از اينكه مردم لبخند بزنند و بخندند، لذت ميبرم. گاهي در خيابان راه ميروم و برخي از مردم مرا ميشناسند و لبخند ميزنند. همان موقع خدا را شكر ميكنم كه يك لبخند بر لبان ديگران توسط حضورمن نشانده شده. يعني من آنقدر استفاده دارم كه لبخندی بر لب مردم بشکفد. جشنواره كمدي هم جشنوارهاي است كه ساخته شده برای تقدیر و تحسین لبخند و خنديدن و قهقه زدن و من دوستش دارم.
فرزاد موتمن فيلم كمدي «پوپك و مش ماشالله» را ساخت و خيليها به آن ايراد گرفتند...خود آقاي موتمن بارها توضيح داده. من نميفهمم چرا براي آدم چارچوب درست ميكنند. مثلا رضا كيانيان كه كمدي بازي كرد ديگر نبايد در فلان ژانر بازي كند. يا موتمن كه فلان ژانر كار كرد ديگر نبايد در ژانر ديگر فيلم بسازد. این جور آدمها پیش خودشان در مورد بقیه تصمیم میگیرند قانون میسازند و اجرا میکنند. به زندگی و علایق ما هم کاری ندارند. بعد از اينكه ميرويم در يك ژانر ديگر كار ميكنيم، دلخور ميشوند. چون طبق سلیقه آنها کار نکردهایم. من كلا با تصميمگيري براي ديگران مخالفم. ميگويم: «خيلي مردي، براي خودت تصميم بگير! و آنرا اجرا کن.» چه كار داري براي ديگران تصميم ميگيري؟ چون از همين تصميمگيري براي بقيه است که «تفكر حذف» ساخته و بعد هم متاسفانه اجرا میشود.
اميد داريد فیلم«صد سال به اين سالها» رفع توقيف شود؟بله صد در صد اميد دارم.
علاوه بر نويسندگي و فعاليت در سينما و عكاسي، ميخواهم نظرتان را در مورد كتابتان بدانم. همان کتاب معروف و دوست داشتنی «این مردم نازنین».بله. اسم من رضاست یعنی راضيام و هميشه كوشش ميكنم كه راضي باشم و لایق اسمم باشم. چون راضي بودن كار خيلي سخت و در عين حال زيبايي است. رضا يكي از اسمهاي خداست.
پس «اين مردم نازنين 2» را هم ميخواهيد منتشر كنيد؟اميدوارم بشود. يادداشتهايي دارم. من وقتي كاري را دوست داشته باشم انجام میدهم.
چقدر از این کتاب حذف و یا سانسور شد؟تنها دو مورد از قصهها حذف شدند.
در مورد كار جديد ميركريمي هم توضيح كوتاهي بدهيد.قرار است در آن بازي كنم! اما اينكه چه فيلمي است و چه شخصيتها و داستاني دارد را نميتوانم بگويم. چون سازندگان آن هر وقت لازم بدانند توضیح میدهند. ولي من نقش خودم را دوست دارم و فكر ميكنم فيلم بسيار خوبي میشود.
ضمن تبریک تولدتان از طرف خوانندگان گلآقا، حرف آخر را هم براي خوانندگان گلآقا بزنيد.نبايد حرف آخر را به خوانندگان گلآقا گفت. حرف اول بهتر است: سلام!
مرتبط:به همین سادگیهمه بازیگران خاطرهنویسیادداشتی برای خداحافظیارثیه رضا کیانیان
Keywords:
About Reza Kianian By Ali Vazini