facebook instagram telegram telegram
نشريه كاريكاتور

محمدرفیع ضیایی

اولين شماره مجله كاريكاتور كه توسط محسن دولو 6 مردادماه 1347 شمسي منتشر شد بنا به اظهار صاحب امتياز، آغاز دوره جديد اين نشريه بود كه تقريباً تا بيست روز قبل از پيروزي انقلاب اسلامي انتشار آن ادامه يافت و سپس تعطيل شد. در شماره اول مجله كاريكاتور قيد شده است «سال هفدهم دوره جديد، شماره 1» جريان قيد استمرار چاپ مجله هفتگي كاريكاتور به اين‌صورت است كه سال 1322 شمسي (برابر با 1943 ميلادي) در جريان جنگ‌ جهاني دوم، علي‌اكبر منيري نشريه‌اي به نام استقلال منتشر كرد كه هفته‌نامه‌اي خبري و سياسي، هوادار حزب توده و حزب دموكرات ايران بود. اين نشريه سال 1325 به‌ عنوان ضميمه، يك شماره نشريه به شيوه فكاهي و همراه با كاريكاتور منتشر كرد كه كاريكاتور استقلال نام گرفت اما تنها در يك شماره انتشار يافت. سردبير ضميمه فكاهي استقلال محسن دولو بود. همچنين محمد مرتضوي سالهاي 1325 و 1326 شمسي هفته‌نامه‌اي سياسي وابسته به حزب آزادي منتشر مي‌كرد به نام پيروزي كه سال 1325، ضميمه‌اي فكاهي با مسؤوليت محمد مرتضوي و سردبيري محسن دولو با اين نشريه منتشر شد. به اين ترتيب در هر دو حالت محسن دولو سردبير آن دو هفته‌نامه ضميمه بود و نه صاحب امتياز و يا مديرمسؤول. مجله كاريكاتوري كه دولو سال 1347 منتشر مي‌كند با عنوان دوره جديد و ادامه هفدهمين سال ذكر شده كه قاعدتاً دولو بايد در سالهاي 1329 و 1330 شمسي يك امتياز نيز با عنوان «هفتگي كاريكاتور» دريافت كرده باشد، كه از چنين عنواني به نام وي در شناسنامه مطبوعات ايران كه توسط محققان جمع‌آوري شده ذكري به ميان نيامده. با اين حساب مجله هفتگي كاريكاتور دولو از 6 مردادماه 1347 شمسي در 28 صفحه با روي جلد و پشت جلد رنگي منتشر شد. مجلة كاريكاتور روش خود را فكاهي، سياسي، انتقادي و اجتماعي معرفي كرده بود. بايد توضيح بدهيم كه معمولاً نشرياتي كه در گونه خاص شوخ‌طبعي منتشر مي‌شدند تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي روش خود را فكاهي ذكر مي‌كردند، اما بعد از انقلاب كاربرد واژه طنز براي بيان روش نشريات فكاهي انتقادي به كار گرفته شد.
مجله كاريكاتور از آغاز در به‌كارگيري انتقاد و مخصوصاً انتقاد سياسي بسيار با احتياط و جانب‌دارانه وارد عرصه شد. در شروع انتشار مجله كاريكاتور قريب پنج سال از نخست‌وزيري اميرعباس هويدا مي‌گذشت. هويدا اول بهمن‌ماه سال 1343 بعد از ترور حسن‌علي منصور سرپرست هيأت وزيران شد كه اين صدارت تا سيزده سال ادامه يافت. تا زمان انتشار مجله كاريكاتور مجله هفتگي توفيق تا آنجا كه توانسته بود در فكاهيات انتقادي سياسي خود هويدا را به هجو كشانده بود. در حالي كه مجله كاريكاتور از آغاز رابطه‌اش را با هويدا اين‌طور مشخص مي‌كند: «هويدا هم نخست‌وزيري است كه ما او را از اولين روزهاي زمامداري‌اش به‌عنوان يك منتقد اجتماعي مي‌شناسيم نه يك نخست‌وزير و اين اولين بار نيست كه دور را از دست مطبوعات مي‌گيرد و حرفهايي را كه بايد مخالفين دولت بزنند خودش رك و راست مطرح مي‌كند.» (سرمقاله شماره 2 مجلة كاريكاتور، سال 1347). با اين حساب هويدا در نقش يك صاحبنظر، مصلح و منتقد اجتماعي حتي از مطبوعات مخالف هم جلوتر است و به آنها راهنمايي مي‌كند كه مبادا به وظيفه خود آگاه نباشند و اوست كه به عنوان يك پيشرو به مطبوعات مي‌گويد كه آنها از چه چيزي كه بايد مطرح مي‌كردند، غفلت كرده‌اند!
مي‌توان كليات مسائلي را كه در آن دوره مي‌توانست به عنوان انتقاد اجتماعي و سياسي در قالب فكاهي (طنز) مطرح شود، به چند شاخه عمده تقسيم كرد:
1) دربار و در رأس آن شاه، سازمان اطلاعات و امنيت نيروهاي تحت فرمان و اقسام شازده والاحضرت والاگهر از خرد گرفته تا درشت 2) قوه مجريه و در رأس آن نخست‌وزيران و هيأت وزيران، مسؤولان استان، شهرستان، شهر ده و... 3) قوه مقننه مجلسين و نمايندگان آنها 4) قوه قضائيه 5) بخشهاي خصوصي و حوزه‌هاي تحت مسؤوليت آنها. احزاب، گروهها، دسته‌هاي سياسي، صنفي چه وابسته و چه مستقل 6) توده‌هاي مردم روستايي و شهري.
روي‌هم‌رفته هيچ نشريه فكاهي و طنز به صورت آشكار از 28 مرداد به بعد نتوانست به شاخه اول يعني دربار و زيرمجموعه آن بپردازد. اما توفيق تا آنجا كه مي‌توانست قسمتهاي دوم، سوم و چهارم را به هجو كشاند. هويدا به عنوان مسؤول قوه مجريه هميشه مهمان روي جلد يا چند كاريكاتور داخلي و يا موضوع قسمت نوشتاري به شعر و نثر بود و خلاصه توفيق از آنچه كه مي‌توانست در هجو او خلق كند، فروگذاري نكرد. در مورد قوه مقننه مخصوصاً مجلس شوراي ملي با خلق چند كاراكتر از جمله فسنجون و بادنجون و آميرزا كه كاراكترهاي مجلس شورا بودند نماي مجلسي را به دست مي‌داد كه در آن تعدادي نماينده فرمايشي، دست‌چين شده، بله قربان‌گو و گوش به فرمان، مطيع، نوكرصفت و بيگانه با مردم و خود فروخته بودند اما مجله كاريكاتور تقريباً و به طور مشخص به هيچ نماينده‌اي و يا مجلسي و رئيس‌ مجلسي نپرداخت. دولو خود يكي از اين نمونه نمايندگان بود و صدالبته به قوه قضائيه هم كاري نداشت و رئيس قوه مجريه را هم كه مستحق صد مدال مي‌دانست. مجله كاريكاتور در شرح بيوگرافي هويدا مي‌نويسد:
وليكن بهترين بازي اين مرد
كه باشد بين بازيها او فرد
همانا هست بازي سياست
كه اجرا مي‌نمايد با كياست
در اين بازي چو آقا بي‌مثال است
يقيناً مستحق صد مدال است
توفيق علاوه بر پرداختن به شاخه‌هايي كه نام برديم، حزبي به نام حزب خران راه انداخت، آن هم در دوره‌اي كه چندين حزب فرمايشي مشغول فعاليت بودند. توفيق براي نوشتن ستونهاي مربوط به حزب خران كه به صورت مجله‌درمجله بود، از ادبيات به كار رفته و رايج درون گروهها و احزاب استفاده مي‌كرد. مجله كاريكاتور دولو نيز در شماره اول خود كوشش كرد حزبي با عنوان هي‌پي‌پي‌پي‌ها راه بيندازد كه اميرعباس هويدا رهبر پيپ‌داران در رأس آن بود. البته اين كار هم موفق نبود و در شماره سوم به آن پايان داده شد.

1.jpg

2.jpg

3.jpg

4.jpg

كوشش ناموفق ديگر راه انداختن دو تا سه صفحه به عنوان بيوگرافي دولتمداران وقت بود كه در هر شماره يكي از دولتمداران آن زمان را موضوع كار خود قرار مي‌داد. قالب انتخاب شده به شعر بود و سخاورز كاريكاتورهاي زندگينامه رجال را مي‌كشيد. آنچه باعث شد كه ادامه زندگينامه نيز متوقف شود اين بود كه بيشتر جهت‌گيري محتواي اشعار به طرف تملق و چاپلوسي از رجال سياسي پيش مي‌رفت تا انتقاد از آنها. خوانندگان ادامه اين كار را باعث افت شأن شاعر و كاريكاتوريست هنرمند اين صفحات مي‌دانستند. قالب زندگينامه‌نويسي قبل از مجله كاريكاتور نيز داراي سابقه بود؛ مثلاً در روزنامه اميد بعد از شهريور 1320 چنين قالبي با عنوان «پرده‌هايي از زندگاني رجال سياسي» در شماره‌هاي متعددي از اين روزنامه به چاپ رسيد كه حسين بنايي كاريكاتورهاي آن را مي‌كشيد. آنچه باعث تعطيلي صفحه‌هاي بيوگرافي رجال سياسي در مجله كاريكاتور شد، انتقاد خوانندگان به تملق‌گويي از رجال در اين صفحه‌ها بود. مطلبي كه شاعر سراينده اين بيوگرافيها نيز در شماره يازدهم مجله كاريكاتور به آن اشاره مي‌كند. در اصل اين ستون هم رجال سياسي را مي‌آزرد (و از دولو مي‌خواستند كه به آنها نپردازد) و هم انتقاد خوانندگان را برمي‌انگيخت كه چرا اين قدر بي‌رمق و چاپلوسانه در مورد رجال سياسي مي‌نويسند.

به آقاي دولو با دلي خون
ز مسؤولين يكي مي‌زد تليفون
كه اين شاعر گمان دارم مريض است
كه لج با مردم اين سوي ميز است

و از طرف ديگر:

و از اين سو همان طوري كه گفتم
درآمد ناله خوانندگان هم!
نوشتند عده‌اي هر هفته نامه
كه آن را تا به كي باشد ادامه
به ما چه گر وزير لوله و برق
گهي از سوي چپ وا مي‌كند فرق
به ما چه گر رئيس كل شورا
ز عهد بچگي مي‌خورده قاقا!
و مخلص گشتم از اين بي‌وفايي
چو چوبي كز دو سر باشد طلايي

اين گونه تملقها در تمام نوشته‌هاي ستون بيوگرافي آمده بود؛ مثلاً در بيوگرافي دكتر اقبال كه آن زمان در ظاهر مقدرات نفت ايران را در دست داشت، چنين آمده:

به هر جا يك حلب نفت سياه است
به دستور منوچ‌خان روبه‌راه است
تمام كار نفت ما به هر حال
بود اكنون به دست دكتر اقبال
كه الحق آدمي با پشتكار است
سحرخيزي براي او شعار است!

به اين ترتيب كابينه در دست فردي با كياست و سياست و دولتيان هم با پشتكار و آراسته به صفات نيكو بودند! همين‌جا اشاره كنيم كه ضعف اين چنيني مجلة كاريكاتور بستگي به طنزپردازان اين نشريه نداشت و آنها همگي از جمله برجسته‌ترين طنزپردازان نوشتاري و تصويري بودند؛ بلكه اين موضوع به شيوه برداشت و تفكر اجرايي مسلط بر مجله كاريكاتور ارتباط داشت.
مجله كاريكاتور بنا به اوضاع سياسي داخلي و خارجي سالهايي كه در آن انتشار مي‌يافت مقارن حوادثي بود از جمله ادامة‌ جنگ سرد و جهت‌گيريهاي دو بلوك سياسي، نظامي و اقتصادي شرق و غرب، ظهور چين به عنوان يك قدرت مخالف با هر دو بلوك‌بندي سياسي و ايدئولوژيك موجود، صف‌بنديهاي كشورهاي جهان سوم و در منطقه مسأله صهيونيسم و در مقابل آن فلسطين و مقاومت مردم فلسطين، تأثيرگذاري كساني چون جمال‌ عبدالناصر در مصر، تيتو در يوگسلاوي، جنبشهاي ضد شوروي در كشورهاي اروپاي شرقي، مسائل كشورهاي عربي، سوريه و كودتاهاي پي‌درپي، عراق و تغييرات سياسي آن و مسأله نفت در منطقه و موضوع نفت ايران و رابطه آن با كنسرسيوم. اوضاع در آن سالها به گونه‌اي بود كه هرگونه جهت‌گيري نسبت به مسائلي كه به صورت كلي مطرح كرديم مي‌توانست به عنوان يك مقوله «له و يا عليه» رژيم شاهنشاهي به حساب آيد؛ مثلاً سال 1349 شمسي مجلة فردوسي تصميم گرفت كه در روي جلد خود عكسي از جمال عبدالناصر چاپ كند. اما مأموران در چاپخانه جلو اين كار را گرفتند. يعني در آن سالها حتي عكس جمال عبدالناصر را هم نمي‌شد به عنوان يك سياستمدار در روي جلد چاپ كرد. به اين ترتيب تعريف از ناصر مجاز نبود اما كشيدن كاريكاتور جمال عبدالناصر و او را دست‌نشانده روس‌ها نشان دادن مجاز بود كه مجلة كاريكاتور در اين امر فروگذاري نكرد!
به اين ترتيب هر آنچه مي‌توانست وزنه طرفداري از آمريكا را سنگين‌تر كند و به جناح روس‌ها بتازد بي‌خطر به حساب مي‌آمد. مجله كاريكاتور در چند سال اول كه بيشتر به سياست پرداخت تقريباً عمده‌ترين كاريكاتورها و مطالب آن پرداختن به شوروي و بلوك شرق بود. جالب اينكه اغلب سرمقاله‌هاي اين نشريه ـ برعكس نشريات طنز و فكاهي ـ بيشتر به بيانيه‌هاي رسمي و تبليغاتي دولتي شبيه بود؛ مثلاً «كشور ما بسياري از كشورهاي صنعتي را پشت‌سر گذاشته، خزانه پروپيمان است، ثبات سياسي مستقر، عدالت اجتماعي و ايمني گسترده، درآمد سرانه عظيم، كشاورزي پررونق...» با اين حساب ديگر ملالي واقع نيست جز وجود برژنف در روسيه كه امان از دوبچك گرفته و پيمان ورشو كه سر شرقي‌ها هم شيره ماليده و تازه دستش توي دست پيمان ناتو هم هست و دارد در عراق و سوريه هم موش‌دواني مي‌كند.
با اين حال مجله كاريكاتور سنت ويژه نشريات فكاهي را در صفحه‌آرايي به هم زد و از نظر فرم زيباترين آرايش نشريات فكاهي را داشت. محسن دولو خود كاريكاتوريست برجسته‌اي بود كه سابقه‌اي طولاني نيز پشت سر داشت. وي رنگ در كاريكاتور ايران را رايج كرد و جدي گرفت، ابعاد مرسوم در طراحي كاريكاتور را شكست و با تغيير در زاويه ديد و نيز ايجاد كنتراست شديد در رنگ‌آميزي و قلم‌گيريهاي خاص خود نوعي برداشت اكسپرسيونيستي را در طراحي كاريكاتور ايران به جا گذاشت. آثار چاپ شده كاريكاتوريست‌ها و كارتونيست‌ها در مجله كاريكاتور از نظر تكنيك و اجرا برجسته‌ترين و آخرين دستاوردهاي اين هنرمندان تا قبل از انقلاب اسلامي بود. اين نشريه باعث انتشار بسياري از آثار طنزپردازان نوشتاري جهان شد كه به همت طنزشناسان و مترجمان برجستة اين نشريه مخصوصاً در چند سال اول انتشار خود در اين نشريه به چاپ مي‌رسيد. مجلة كاريكاتور برعكس نشريات سنتي فكاهي تا آن زمان درصد كمتري از صفحات خود را به شعر انتقادي اختصاص داد و روي هم رفته بيشتر كساني كه به عنوان طنزپرداز نوشتاري با اين نشريه كار مي‌كردند، نثرنويس بودند.
مجلة كاريكاتور در چند سال آخر تقريباً ‌به صورت نشريه‌اي كاملاً‌ خنثي درآمد و مخصوصاً تا مي‌توانست به طرف الفيه و شلفيه غلطيد. در اين دوره‌ها بيشترين سوژه‌هاي آن هنرپيشه‌هاي فيلمهاي فارسي و خوانندگان تصنيفهاي آن دوره بودند و معمولاً از اين افراد نيز كاريكاتورهاي روي جلد را مي‌كشيدند. براي مثال از آغاز سال 1355 تا شماره نهم اين نشريه كاريكاتورهاي روي جلد به خوانندگان زن و مرد و هنرپيشه‌ها و مخصوصاً‌ خوانندگان و رقصندگان و هنرپيشه‌هاي زن فيلمهاي فارسي اختصاص يافت. در شماره نهم هويدا در كاريكاتوري وارد رينگ بوكس شده، هنرپيشه‌هاي زن را به بيرون پرتاب كرده و مي‌گويد: «نوبتي هم باشد نوبت ماست كه بياييم روي جلد!» در اصل در اين سالها نشريه كاريكاتور پرداختن به سياست را كنار گذاشته بود.
بازبيني اين دوره از نشريات از اين نظر جالب است كه تمامي هنرپيشه‌هاي آن دوره كه به برداشت مجلة كاريكاتور مهمانان فيلمهاي آبگوشتي و يا لات‌بازيهاي جاهلها بودند و مجموعه‌هاي تلويزيوني و شعرهاي آن زمان و انواع و اقسام تصنيف‌خوان، رقصنده و... را به هجو كشانده‌اند. بنابراين هر چه اين نشريه به اين سو پيش‌تر مي‌رود از پرداختن به انتقاد سياسي و اجتماعي اثرگذار بيشتر دور مي‌شود. با رشد و گسترش مخالفتهاي مردم و طليعة انقلاب اسلامي ايران مجله كاريكاتور نيز كوشش ‌كرد كه اين خيزش عظيم را دريابد، اما همچون گفته تاريخ‌نويسان قديم «اجل مهلتش نداد و بسته شد».
* * *
سرنوشت نشريات فكاهي نوشتاري و تصويري قبل از انقلاب واقعاً موضوع عبرت‌آموزي است. استعدادهاي شگرفي كه به علت نبودن زمينة آزاد براي ارائه كار، تكنيكهاي برجسته خود را در اختيار آفرينش سوژه‌هاي بي‌ارزش قرار مي‌دادند. با اين حال بخشي از آثار سياسي و اجتماعي اين هنرمندان در مجله كاريكاتور بدون شك از جمله برجسته‌ترين آثار به جا مانده در كاريكاتور مطبوعاتي گونه طنز و فكاهي ايران است و همه آنها اسناد تاريخي يك دوره هستند. دوره‌اي كه مي‌توان تمامي انديشه مسلط بر حاكمان آن زمان و ردپاهاي آنها را همراه با كشاكش هنرمندان براي يافتن روزنه‌اي كوچك براي بيان آنچه مي‌خواهند بگويند، يافت. اين است كه در دوره‌هاي مجلة كاريكاتور همة جهان آن روز حضور دارند؛ همه سياستمداران،‌ همة فيلسوفان مطرح، همة اديبان، همة‌ برنامه‌هاي تلويزيوني، از صمد گرفته تا مكبث! از جانسون گرفته تا عيدي ‌امين، از سارتر گرفته تا اگزيستانسياليست‌هاي وطني، از كاسترو تا تيتو و بالاخره از بتهوون گرفته تا خوانندگان كاباره‌هاي خيابان سعدي! اين بسيار جالب است كه دولتمداران تعيين مي‌كنند كه هنرمندان چقدر حق دارند آثار ماندگار بيافرينند و چه بگويند و چگونه بگويند!


محمدرفيع ضيايي

تاريخ : سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۶

دسته بندی

كاريكاتور ازهمه رنگ
مطلب ازهمه رنگ


ارسال نظر

لطفاً نظرتان را به فارسي بنويسيد. نظر شما پس از تاييد نمايش داده خواهد شد.
لطفا" کد زیر را در قسمت پائین آن وارد نمائید.
نام:
 
پست الكترونيك:
 
وب سايت (لطفاً آدرس به صورت کامل وارد شود. بعنوان مثال: http://www.golagha.ir):
 
نظر:  

 


©با معرفت‌ها ذکر مأخذ می‌کنند!
powered by: