به مناسبت پنجمين سالگرد درگذشت گل آقا

سلمان طاهري
پس از فوت
گلآقاي ملت ايران ( 11 ارديبهشت، 1383 ) سيل پيامهاي تسليت از طرف خوانندگان
نشريات گلآقا، هنرمندان، سياستمداران و دوستان گلآقا به آبدارخانه سرازير شد. از ميان حجم انبوه پيامهاي تسليت و همدردي خوانندگان نشريات گلآقا كه همان روزها به آبدارخانه رسيد، تعدادي از پيامهاي خوانندگان، ياران باوفا به ويژه بچه ها به خاطر علاقه فراوان گل آقا به بچه ها را انتخاب كرديم كه در ادامه ميتوانيد آنها را بخوانيد. راستي به نظر شما گلآقاي طناز چه طور توانسته بود اين چنين در عمق دلهاي ملت ايران جا بگيرد؟
مؤسسه محترم گلآقا بويژه گلنساي عزيزضمن عرض تسليت مجدد به همه شما عزيزان و آرزوي صبر و بردباري از درگاه خداوند منان براي تمام «گلآقائيان» !
لطف فرموده بوديد و تماس گرفتهايد كه فاكس ارسالي بنده ناخوانا بوده است. متأسفانه به علت تالمات روحي شديد حاصله از مصيبت جانسوز رحلت گلآقا من متن قبلي را پاره كردم ( البته پس از ارسال) چرا كه باور ما نميشود؟! ولي اكنون با توجه به ضيق وقت و جهت خالي نبودن عريضه يك متن ديگر نوشته و ارسال ميدارم.
قبلاً و قلباً از شما پوزش ميطلبم و صميمانه خواهشمندم، با جد و جهد تمام در ادامه راه آن مرحوم كوشا بوده و روح گلآقايي را در ملت ايران زنده نگه داريد.
منوچهري
« گلآقاي عزيز من و همه بچهها »شنيدم كه بيمار شدهايد، متأسف شدم كه چرا ديگر در تهران زندگي نميكنم تا لااقل به در بيمارستان مهر آمده و شيريني و كمپوت و گل برايتان بياورم گرچه در روزنامه
جام جم ـ كه امروز در راه مدرسه خريدم و از بيماري شما مطلّع شدم ـ نوشته بود كه شما ممنوع الاملاقات هستيد اما رساندن امانتيها به دست شما ميّسر ميكردم حتي اگر موفق به ديدار شما نميشدم. امروز با دفتر مجله تماس گرفتم و گفتم « چرا چيزي نگفتيد؟» فقط گفتند:« التماس دعا ».
اميدوارم هر چه زودتر خوب شويد و من روز 17 الي 19 ارديبهشت براي نمايشگاه به تهران ميايم اميدوارم حتي اگر نديدمتان خبر سلامتيتان را بشنوم. سعيده ـ خواهرم ـ و مادرم خيلي ناراحت شدند و پدرم ـ كه پزشك است ـ با خواندن علائم بيماري شما در روزنامه به من نگاهي كرد و.....
خدا كند پدرم براي يك بار كه شده اشتباه كرده باشد. به قدر تمام گلهاي دنيا و شاه گل آن ـ كه شمائيد ـ دوستتان دارم.
« ان شاءالله كه چيزي نيست»«شما كودكي هستيد كه فقط لباس بزرگارو پوشيده، و بيماري كودكان زودگذر است و آنها را با روزگار و سرد و گرم آ آشنا ميسازد.»
ساره سلماني آراني
(سابقاً از تهران ) از لاهيجان
با سلام خدمت
هفته نامه گلآقا. من زهرا فرجي يازده ساله از آمريكاي جنوبي ( اروگوئه) هستم. من با شنيدن خبر فوت گلآقا واقعاً ناراحت شدم. ميخواستم خدمت خانواده گلآقا تسليت عرض مي كنم .
متشكرم از هفتهنامه زيبايتان.
زهرا فرجي
يازده ساله از اروگوئه
آقاي گلآقا نرفته است. گلآقا در دل هاي تمام بچههايش است و همين جا ميماند. من فكر ميكنم امسال هم گلآقا در ماه رمضان به بچههاي نمازخوان جايزه ميدهد و اين بار جايزههايش را از بهشت ميفرستد. بچههاي گلآقا بياييد گلآقايي بمانيم. اگر خوب نگاه كنيم گلآقا هنوز اين جا است.
ثمر سحر
از برازجان
بهمن عبديمن آرمين نيكدل 13 ساله از آستانه اشرفيه و يكي از همكاران افتخاري شما هستم . من واقعاً از درگذشت گلآقا ناراحت شدم. من نميدونم چي بگم.
آرمين نيكدل
همكارافتخاري
بچه ها... گلآقا من چند وقت پبش هم تماس گرفتم ( درسي از نهج البلاغه در كتاب كلاس پنجم است كه ما آن را تازه خواندهايم. من اين درس را خيلي دوست دارم چون گلآقا آن را ترجمه كرده است.) از مجله خوبتان ممنون هستم و سعي دارم در مراسم هفتم گلآقا شركت كنم.
رژين صفرنژاد
سالهاي سال مشترك گلآقا بوديم. مادرم فرهنگي بود و از همان بچگي ما را با گلآقا آشنا كرد. از دو كلمه حرف حساب تا آخرين شماره هفته نامه ما مجله را همراهي ميكرديم. وقتي مادرم مرد من خودم گلآقا را دنبال كردم و وقتي شنيدم آقاي صابري فوت كرده احساس كردم بار ديگر مادرم فوت كرده.
خانمدكتر حسنوند
از اصفهان
(
لطفاً اين نامه را گلآقا پس از ترخيص از بيمارستان بخواند)
با عرض سلام خدمت گلآقاي عزيزم
وقتي خبر بستري شدن شما را دربيمارستان شنيدم، قلباً متأثر شدم. در اسفند ماه سال گذشته هنگامي كه به مؤسسه شما آمدم از كسالت شما باخبر شدم. اما فكر كردم چندان جدي نيست. البته انشاءالله كه به زودي حالتان كاملاً خوب شود چرا كه نه تنها من بلكه ملت ايران منتظر هستند تا دوباره مانند سابق مؤسسه شما پس از تجديد قوا انتشار هفتهنامه گلآقا را از سر بگيرد. بدون اغراق مجله گلآقا بر تمامي نشريات طنز ايران ارجح ميباشد و ما همگي از صميم قلب دعا ميكنيم تا شما بهبودي كامل يافته و ذدوباره خنده بر لبان ما بياوريد و بدانيد كه اگر چه هفتهنامه موقتاً انتشار آن متوقف شده اما ياران شما همان ياوران هميشگي هستند و شما مطالب طنزتان در تمامي قلبها جاي دارد.
ساناز و هيلدا سادات حسيني
جمال رحمتي ماهنامه محترم گلآقا سلام،
براي كسي كه هميشه با گلآقا و طنز سرو كار داشته است، صحبت كردن جدي بسيار سخت است و الان چنين لحظهاي است. در حال حاضر بنده مشغول تحصيل در هندوستان هستم و روز فوت گلآقا، مادرم با من تماس گرفت و خبر داد. مادرم هم از علاقه من به گلآقا اطلاع داشت. اين ترجمهها را هم مدتها بود كه آماده كرده بودم تا اگر كسي از دوستان خواست به ايران برود، بدهم ببرد از ايران پست كند ولي بعد از اطلاع از خبر ديگر دست نگه داشتم. نمي دانستم چه خواهد شد و راستش را بخواهيد الان هم نميدانم آنجا چه خبر است. جز اين كه سايت را چك كنم و مراسم را پيگيري كنم. به هر حال تصميم گرفتم بفرستمشان، تا خودتان هر كاري كه خواستيد باهاش بكنيد. حرف زدن جدي هم بلد نيستم، متأسفم ! يعني راستش را بخواهيد نميخواهم فكر كنم كه ديگر نيست. بگذاريد فكر كنم در ايران هنوز هست و من دستم ازش دور است!
رضا ياوريان
از هندوستان
Keywords:
About Golagha And People